X
تبلیغات
رایتل

هم خَرِ دنیا هم خرمای اخرت - هم خَرِ هواهای نفسانی هم خرمای بندگی - نمیشه

یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1396 ساعت 12:22 ب.ظ
عالم ربّانی حضرت آیت الله یعقوبی رضوان الله تعالی علیه:

"باید انسان خودش را آماده کند برای زحمت بیشتر،
بعضی عوام می‌گویند که خدا و خرما باهم نمیشه،
هم انسان بخواد تمام تعیناتش، لذات نفسانیش، استراحت‌ها، اون آمالی که در مردم هست (1)، در انسان باشه، همه محفوظ باشه
در عین حال هم به اون هدف عظما، قرب خدا انسان نائل بشه،
نمیشه.

هر کس در این عالم به اون هدف نزدیک شده است، جون ها کندند، گرفتاری ها و بلاها،
وقتی هدف شد قرب خدای متعال،
اول قدم این است که انسان پا بگذارد روی سر خودش، یعنی چی؟
معروف است که تا بهشت یک قدم بیشتر راه نیست،
لکن این یک قدم را باید بگذاری روی سر خودت،

یعنی از خودت بگذری.
از آمال و آرزو بگذری
که یکی از معانی که مولا فرموده‌اند:

" موتو قبل ان تموتوا " (2)،
بمیرید قبل از اینکه مرگ شما را دریابد.
همینه.

مرده شخصی هست که مرد نه اراده داره، نه اختیار داره،
اگر دست‌هاش را قطع کنند، پاهاش را قطع کنند، حرکت نمیکنه، در مقابل اوامر خدا چنان تسلیم باشد.

کالمیت بین یدالغسال،
مانند مرده‌ای در بین دستان مرده‌شور.

این شرط اول قدمه،
وقتی جنازه را روی تخته‌ی مرده شورخانه، میخوان بشورن، اون غسال اون میت را به هر طرف که بخواد میگردونه،
اعتراضی نداره که چرا چنین کردی، و البته اگر اینجور شد انسان،
که تسلیم شد نسبت به مقدرات الهی و حوادث،
و دانست که حوادث از مقدرات خداست، که اگر این مطلب حل نشه که اصلا تسلیم پیدا نمیشه.
وقتی من فهمیدم، امورات بید قدرت کامله ی خداست، اون چه در این عالم، پیش می آید،
از برای فقیر امتحان است که در فقر چه می‌کند،
از برای غنی امتحان است که در حال غنا چه می‌کند،
از برای زورمند بهش زور میده، قدرت میده، تا او را بیازماید، تا ببیند با این قدرت چه میکنه،
از برای ضعیف هم ضعفش امتحانه،
پس وقتی این ها را فهمید، چطور بفمهد حالا؟

همه‌ ی دردها اینه که این مطالب در قلب انسان راسخ بشه، در خودش بیابد.
اینکه افراد در راه سلوک و راه خدا می‌خوان قدم بردارند، هر روزی با یک حوادثی مواجه میشن این لطف خداست که میخواد این را تربیت کنه،
هی تر و خشکش میکنه،
بالا میاندازه پایین می اندازه،


اگر استقامت به خرج داد، و طبق آیه ی شریفه که فرمود:

"قل الله ثم ذرهم،" (3)
بگو خدا و همه چیز را واگذار،

طبق این عمل کرد، اون وقت این معانی را میابد
که یک دست مهربانی روی سرش هست،
کاملاً داره اون را اداره میکنه،
اگر احیانا یه وقتی مریضش میکند، میفهمه مصلحت خود این در اونه، شکوه‌ای نداره (در عین اینکه دنبال دوا و درمان می‌ره)، فقط مواظب عمل خودشه که خطا نکند. (نسبت به تقدیرهای الهی شکایتی نداره)


(بر گرفته از بیانات معظم له )


(1): حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
لِلناسِ هَمٌّ قد أقبَلُوا علَیهِ، و لَهُ هَمٌّ قد شَغَلَهُ... مردم را هوائی در سر است که دنبال آن هستند و او (مؤمن) را هوایی در سر است که بدان مشغول است. (خصال صدوق، باب خصلت‌های 50 گانه)
(2): بحار الأنوار، ج 66، ص 317
(3): سوره انعام - آیه 91



پ.ن:
در خصوص این قسمت از بیانات ایشان:
"باید انسان خودش را آماده کند برای زحمت بیشتر،
بعضی عوام می‌گویند که خدا و خرما باهم نمیشه
،
هم انسان بخواد تمام تعیناتش، لذات نفسانیش، استراحت‌ها، اون آمالی که در مردم هست، در انسان باشه، همه محفوظ باشه
در عین حال هم به اون هدف عظما، قرب خدا انسان نائل بشه،
نمیشه."

باید توجه داشت که دینداری با خیلی از چیزها قابل جمع نیست!
دینداری با گوش دادن به موسقی و نوازندگی قابل جمع نیست!
(بماند که برخی فقها نظیر آیت الله بهجت مطلق موسقی را بر طبق برخی بیانات و سیره معصومین علیهم السلام حرام دانسته‌اند، اما آنچه در خصوص موسقی قطعی است آن است که مطلقاً قُرب آور نیست چه آنچه ولو اندکی در این زمینه مفید فایده بود در کلام و سیره معصومین علیهم السلام باید بدان اشاره‌ای می‌شد و بنابر این اگر لهو نباشد، لغو بودنش قطعی است و مؤمن از لغو برکنار است طبق آیات قرآن: (وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون (سوره مؤمنون - آیه 3)

دینداری با ارتباط غیر ضرورت با نامحرم (چه برسه به گرم گرفتن و ...) قابل جمع نیست!
دینداری با بی‌توجه به حجاب (به خصوص برای زن‌ها)، چشم چرانی (به خصوص برای مردها) و بی‌حیا برای زن و مرد قابل جمع نیست!
دینداری با دشمن نبودن با دشمنان اهل بیت و دشمن نبودن با دوستان اهل بیت قابل جمع نیست!
(طرف آمریکا و انگلیس و اسرائیل و سعودی و منافق دارن براش کف و جیغ و هورا می‌زنن ازشون برائن نمی‌جوید بعد یک عده هم که خود رو محب امیرالمؤمنین می‌دونن نه تنها با این کسی که دشمنان خدا برایش کف و جیغ و هورا می‌زنن دشمن نیست بلکه دوستش داره بعد متوهم هست که محب امیرالمؤمنین هم هست.)


بدبختانه در این روزگار که بسیاری از مذهبی‌ها فکر می‌کنند
هم خَ‍ر‍ِ دنیا و مظاهرش رو می‌تونن داشته باشن و هم خرمای دیانت رو
هم خَرِ لذات نفاسنیشون رو می‌تونن داشته باشن و هم خرمای بندگی خدا رو
حقیقتاً بسیاری مصداق این حدیث امام صادق علیه السلام شده‌ایم که:

امام صادق علیه السلام:

إِنَّهُ سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ زَمَانٌ لَا یَنْجُو فِیهِ مِنْ ذَوِی الدِّینِ إِلَّا مَنْ ظَنُّوا أَنَّهُ أَبْلَهُ وَ صَبَّرَ نَفْسَهُ عَلَى أَنْ یُقَالَ [لَهُ‏] إِنَّهُ أَبْلَهُ لَا عَقْلَ لَهُ‏.

بدون شک
زمانى براى شما خواهد آمد که
از دینداران
نجات نیابد،
جز آنکه را مردم ابلهش دانند
و خود او هم آماده باشد و تحمل کند که به‌ او بگویند ابله و بی‌عقل.

الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج3، ص 309
برچسب‌ها: طریق بندگی

حدیث امامت را زندگی کن!

دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 11:41 ق.ظ

رسول خدا صلوات الله علیه و آله:


خلق اربعه لاربعه:

المال للانفاق لا للامساک و العلم للعمل لا للمجادله و العبد للتعبد لا للتعظیم و الدنیا للعبره لا للعمارة.


 چهار چیز خلق شده برای چهار چیز:

مال برای انفاق است نه برای نگه داشتن.

علم  برای عمل کردن است نه برای مجادله (و کشمکش).

انسان برای اطاعت و بندگی است نه برای تکبر و بزرگی.

دنیا برای عبرت (و آماده‌شدن برای آخرت) است  نه برای عمارت (و آباد ساختن).


المواعظ العددیة: ص 334

عذاب دردناک در دنیا و آخرت برای چه کسی است؟

شنبه 30 دی‌ماه سال 1396 ساعت 03:26 ب.ظ

خیلی اوقات می‌گوییم:

خودم با همین چشمام دیدم

خودم با همین گوشام شنیدم

و بعد می‌گوییم:


حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:


مَن قالَ فی مُؤمِنٍ ما رَأتهُ عَیناهُ و سَمِعَتهُ اُذُناهُ [ما یشینه و یهدم مروّته] ، فهُو مِن الذینَ قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ : «إنّ الّذینَ یُحِبُّونَ أنْ تَشِیعَ الفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ ألِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ وَ اللّه ُ یَعْلَمُ وَ أنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (سوره نور - آیه 19»


کسی که درباره انسان مؤمن آن‌چه را دیده یا شنیده بازگو کند [که موجب آبروریزی و آسیب به وجهه آن مؤمن است]  جزو کسانی است که خدای متعال درباره آنان فرموده است:

«به راستی که کسانی که دوست دارند تا زشتی‌ها در میان مؤمنین شیوع پیدا کند؛ قطعاً برای ایشان است عذاب دردناک در دنیا و [در] آخرت».


الکافی: ج2، ص 357

برچسب‌ها: بدگویی از مؤمنین

نزدیک‌ترین حالت به کفر (حدیث امامت را زندگی کن)

شنبه 30 دی‌ماه سال 1396 ساعت 03:15 ب.ظ

نزدیک‌ترین حالت به کفر چیست؟!


حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:


أَبْعَدُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ أَنْ یَکُونَ الرَّجُلُ یُؤَاخِی الرَّجُلَ وَ هُوَ یَحْفَظُ زَلَّاتِهِ فَیُعَیِّرُهُ بِهَا یَوْماً مَا.


نزدیک‌ترین حالت بنده به کفر زمانی است که شخصی با دیگری برادری کند در حالی که لغزش‌های او را به ذهن می‌سپارد تا روزى به واسطه آن او را سرزنش نماید.


(وسائل الشیعة: ج12، ص 274

دو بیتی‌های جاودانه ... (1)

دوشنبه 4 دی‌ماه سال 1396 ساعت 01:55 ب.ظ

تک بیت‌های جاودانه... (3)

دوشنبه 4 دی‌ماه سال 1396 ساعت 01:37 ب.ظ

سرود عشق ز تن پروران مجو صائب

چه ناله خیزد ازان نی که پرشکر باشد



تک بیت‌های جاودانه... (2)

دوشنبه 4 دی‌ماه سال 1396 ساعت 01:35 ب.ظ

گر زچشم همه خلق بیافتم سهل است

تو میانداز که مخذول تو را ناصر نیست



تک بیت‌های جاودانه... (1)

دوشنبه 4 دی‌ماه سال 1396 ساعت 01:33 ب.ظ

زدست غیر ننالم چرا که همچو حباب

همیشه خانه‌ خراب هوای خویشتنم


قصه ما و خدایانمان

چهارشنبه 29 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 01:30 ب.ظ
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِیهِ شُرَکَاءُ مُتَشَاکِسُونَ وَ رَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ[1]
خدا مثَلى مى‌زند: مردى را که چند تن در او شریکند و بر سر او اختلاف دارند. و مردى که تنها از آنِ یکى باشد. آیا این دو با هم برابرند؟ حمد سپاس تنها از آن خدا اما، بیشترشان نمى‌دانند.


حضرت سیدالشهدا امام حسین علیه السلام:

ایّهَا النّاسُ! إِنّ اللّهَ جَلّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلاّ لِیَعْرِفُوهُ، فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاهُ[2].

اى مردم! خداوند بندگان را آفرید تا او را بشناسند،
آن‌‏گاه که او را شناختند، پرستش کنند
و آن ‏گاه که او را پرستیدند،
از پرستش غیر او بى‏ نیاز شوند.


⭕️ میدانید سوپر گلدن پوینت و نکته طلایی این حدیث شریف چیست؟
* نکته طلایی در قسمت آخر سخن امام علیه السلام است که حضرت می‌فرماید:
آنگاه که مردم خدا پرست شدند آنگاه از پرستش غیر خدا بی‌نیاز می‌شوند‼️
سخن بالا یعنی:
⭕️انسان ناگزیر از پرستش است⭕️ و در نپرستیدن مختار نیست،
و چه بخواهد و چه نخواهد
و چه بداند و چه نداند
در حال پرستش است؛ تنها مصداق معبود (یا معبودانش) را با اختیار خود انتحاب می‌کنند‼️

اگر به عبادت خدا که #حقیقت_عبادت هم البته بر طبق آیات و روایات در #اطاعت کردن است نپردازد. ناگزیر به پرستش و اطاعت غیر خدا روی می‌آورد. (یعنی همان آیه آیت‌الکرسی که می‌فرماید اگر بندگی خدا را نکند در حقیقت دارد بندگی غیرخدا را می‌کند که این غیر خدا در ادبیات قرآن می‌شود طاغوت[3].)
حال می‌خواهد آن معبود
بُتی[4] باشد،
یا هوای نفسش[5]،
یا پول و ثروت
یا شخصی
یا شیطان و یا موجودی دیگر[6] که متوهّم است با پرستش و اطاعت و تبعیت‌کردن و بزرگداشت و خدمت‌کردنش به سعادت و مطلوب خود نائل می‌شود.

آیه ذیل هم که جزو ۵ آیه‌ قرآن است که بیشترین تأثیر را روی من داشته کاملا با این سخن حضرت سیدالشهدا مرتبط است:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلًا فِیهِ شُرَکَاءُ مُتَشَاکِسُونَ وَ رَجُلًا سَلَمًا لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیَانِ مَثَلًا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ[7]
خدا مثَلى مى‌زند:
مردى را که چند تن در او شریکند و بر سر او اختلاف دارند.
و مردى که تنها از آنِ یکى باشد.
آیا این دو با هم برابرند؟
حمد سپاس تنها از آن خدا اما، بیشترشان نمى‌دانند.


چقدر این آیه فوق‌العاده هست، خیلی به زبان ساده می‌گه
ای نادان
به جای اینکه فقط بنده خدا باشی، اونم خدایی که همه چیز دستشه، چرا میری بنده دیگران می‌شی؟!
اگه بنده خدای واحد و احد نشی
بدبخت مجبور هِی بری بنده چندین خدای دیگه بشی
که هر کدومم یه چیزی ازت می‌خواد که با خواسته اون یکی خدیانت در تضاد هست، تازه چیزیم در حقیقت دستشون نیست‌!
در پایانم میگه اکثر ما آدما از فهم و درک و توجه به این قاعده واضح و حقیقت مهم عاجز و غافل و نادانیم این میشه که حتی اکثر مؤمنین به قول خود خدا میشن مشرک:
و َمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ[8]
و بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند الا اینکه همچنان مشرکند (مشرک به شرک خفی‌ و شرک در اطاعت به واسطه اینکه گمان می‌کنند دیگرانی جز خدا در کسب سود و یا دفع زیانشان موثرند.)

روایات معصومین علیهم السلام در ذیل این آیه بسیار بسیار قابل تامل است:

1) امام صادق علیه السلام در توضیح آیه «و َمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ اِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ» فرمود:
منظور آن است که به گونه‌ای از شیطان اطاعت می‌کنند که خود نیز متوجه نمی‌شوند و (در نتیجه این اطاعت از غیر خدا) شرک می‌ورزند[9].

2) امام صادق علیه السلام در توضیح آیه «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ اِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ» فرمود:
#مقصود، #شرک_در_اطاعت است،
نه شرک در عبادت[10].

۳) امام صادق علیه السلام راجع به آیه «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ اِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ» فرمود:
مقصود آن است که فردی بگوید:
اگر فلانی نبود، به چنین و چنان دچار می‌شدم و یا اگر فلانی نبود، اهل و عیالم از دست من می رفتند. مگر نمی‌بینی که وی برای خداوند، شریک و انباز قرار داده که به او روزی می‌دهد و بلا و مصیبت را از او دور می‌کند.
راوی گوید: به امام عرض کردم: برخی چنین می‌گویند: اگر لطف و مرحمت الهی بر من نبود و فلانی را به کمکم نمی‌فرستاد، هلاک می شدم؛ این چنین تعبیری چه حکمی دارد؟ امام فرمود: مشکلی در آن نیست[11].

4) در روایات دیگری در این خصوص هم رجوع به کاهن و پیشگو یا خرافاتی نظیر اعتقاد به اینکه فلان‌چیز برایم‌ شانس می‌آورد از مصادیق شرک ذکر شده در آیه بیان شده‌است[12].



[1] سوره زمر – آیه 29
[2] بحار الانوار: ج ۵ ص ۳۱۲
[3] اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (سوره بقره – آیه 257) خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‏ اند، آنها را از ظلمتها، به سوی نور بیرون می‏برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوت‌ها هستند، که آنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‏برند، آنها اهل آتش اند و همیشه در آن خواهند ماند.
[4] أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ (سوره صافات – آیه 125) آیا بعل را مى‌‏پرستید و بهترین آفرینندگان را وامى‏ گذارید.
[5] أَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ (سوره فرقان – آیه 43) آیا آن کس که هواى [نفس] خود را معبود خویش گرفته است دیدى.
[6] قَالُوا سُبْحَانَکَ أَنْتَ وَلِیُّنَا مِنْ دُونِهِمْ بَلْ کَانُوا یَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَکْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ (سوره سبأ – آیه 41) مى‏‌گویند منزهى تو سرپرست ما تویى نه آنها بلکه جنیان را مى‌‌پرستیدند بیشترشان به (تأثیر داشتن) آنها ایمان داشتند – أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ (سوره یاسین – 60) اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را نپرستید زیرا وى دشمن آشکار شماست.
[7] سوره زمر – آیه 29
[8] سوره یوسف – آیه 106
[9] کافی: ج 2، ص 292
[10] همان
[11] تفسیر عیاشی: ج 2، ص 211
[12] همان

توصیه‌ای فوق العاده ارزشمند از سوی استادِ استاد

دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 04:26 ب.ظ

استادِ استاد سخنی بسیار ارزشمند به این مضمون فرمودند:

«در مجالس عمومی و خصوصی گفته‌ام

و شما این حرف را از من بخرید!

کسانی که واقعاً به دنبال سلوک الی الله هستند!

باید که

به دنبال خدا نباشند!!!!


بلکه


باید به دنبال رضای خدا باشند!!!


چرا؟!

چون اگر بروند دنبال خدا، نفس و ابلیس در خیالات شخص یک خدایی درست می‌کنند و شخص از طریق پرستش همان خدایی زاده خیال که ... می‌رود در هپروت...


اما اگر کسی دنبال رضای خدا برود!

رضا خدا ضابطه‌مند است و نفس و ابلیس دیگر اینجا نمی‌توانند به راحتی گمراه کنند، تکلیف و آنچه مورد رضای خداست در بسیاری موارد مشخص است.»


و انسان اگر به یقینیاتش در باب رضای خدا عمل کند، کم‌کم فرقان نیز به او عنایت می‌شود و در شبهات هم متوجه رضای خدا می‌شود.


چرا که خداوند می‌فرماید:

 إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجعَل لَکُم فُرقانً (سوره انفال - آیه 29)

هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) را برایش قرار می‌دهد.


و در سخن دیگری می‌فرماید:

وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ ۗ (سوره بقره - آیه 282)

و تقوای الهی پیشه کنید و (در این صورت)  خود خداوند به شما تعلیم می‌دهد.


و رسول خدا صلوات الله علیه و آله می‌فرماید:

مَن عَمِلَ بِما یَعلَمُ وَرَّثَهُ اللَّهُ عِلمَ ما لَم یَعلَم.

هر که به آنچه مى داند عمل کند، خداوند  آنچه را نمى داند، به او می‌آموزد.

اعلام الدین: ص301


و امام باقر علیه السلام نیز در این خصوص می‌فرمایند:

اِنَّ اللّه  عَز َّو َجَلَّ یَقى بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ وَ یُجَلّى بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وَ جَهلَهُ.   

خداوند به وسیله تقوا بنده را حفظ مى کند از آنچه که عقلش به آن نمى رسد و کور دلى و نادانى او را بر طرف مى سازد.

کافی: ج 8 ، ص 52



دنبال خدا بودن نفس را چاق می‌کند

می‌گوید من به دنبال رسیدن به خدا هستم


دنبال رضای خدا بودن بنده پرور است

شخص می‌رود به دنبال اینکه مولایش و آقایش و محبوبش را راضی کند و طوق بندگی که از بالاترینِ مقامات است بر گردنش نهاده می‌شود.


اگر کسی توفیق یابد و در مسیر کسب رضای خدا گام بردارد، به شناخت خداوند نیز نائل می‌شود که یگانه راه شناخت خدا بندگی خدا از طریق کسب رضایت خداست و کسب رضایت خدا هم در گرو کسب رضای رسول خدا صلوات الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام است.

( تعداد کل: 269 )
   1       2       3       4       5       ...       27    >>